Tuesday, March 09, 2010

ايران و چين

ابرقدرت چيست ؟ ابرقدرت کشوری است که در زمانِ اقتضای شرايط، قادر به دفاع از منافعِ بلند و ميان مدتی است که در تقابل با منافعِ کوتاه مدت، و يا آن منافعی که چنين به نظر می‏رسند، قرار می‎‏گيرند. آيا چين ابرقدرت است ؟ در کنفرانس در رابطه با تغييرات جوی در کپنهاک منعقده در دسامبر 2009، چين دفاع از صنايعِ خود را به دفاع از کره‏ی زمين ترجيح داد. البته چين در رابطه با اين موضوع همراهانِ «خوبی» داشت، ايالات متحده‏ی امريکا و هند.
چين امروز شانسِ اثباتِ مسئوليت‏پذيری خود را در رابطه با امنيت بين‏المللی را در اختيار داد : ايران. ايران عرصه‏ی آزمايشی است برای پکن. در امريکا، اروپا، بخصوص خاورميانه و بالاخره مسکو، رهبرانِ چين در اين رابطه ارزيابی شده و موردِ قضاوت قرار می‏گيرند.

موضوع برای همگان شناخته شده است. به رغم سه سری مجازات‏های رای داده شده توسط سازمان ملل متحد عليه جمهوری اسلامی، تهران همچنان به برنامه‏‏ ی غنی سازیِ اورانيوم که می‏تواند مواردِ استفاده‏ی نظامی داشته باشد، ادامه می‏دهد. در 18 فوريه، آژانسِ بين‏المللی انرژیِ هسته‏ای (AIEA) محتاط، يک‏بارِ ديگر از ظنش به اين که ايران سرگرم کار بر رویِ يک کلاهک هسته‏ای باشد خبر داد. به نظر می‏رسد زمان پيش از پيوستنِ جمهوری اسلامی به صفِ قدرت‏های هسته‏ایِ نظامیِ جهان بسيار محدود است. چيزی که به معنایِ يک تحولِ عظيم، به ويژه در جهتِ بی ثباتیِ خاورميانه خواهد بود.

اهميتِ اين موضوع- پيشگيری کردن از مسابقه‏ ی گسترش [تسليحاتِ هسته‏ای] در منطقه – سازمانِ ملل را در شرايطی قرار داده که سریِ جديدی از مجازات‏ها را در برنامه‏ی خود بگذارد. اين موضعِ چهار عضو دائمیِ شورای امنيت سازمانِ ملل متحد از مجموع پنج عضو آن است : واشنگتن، مسکو، لندن و پاريس. مانده فقط پکن.

خويشتن‏داریِ چين دلايل بسياری دارد ؛ دلمشغولیِ پکن بر دُگمِ اقتدارِ ملی – در چارچوبِ مرزهای خود، هر دولتی هر آنچه مايل است انجام می دهد – [ديدگاهی] که نزد بسياری از "[قدرت‏های] نوظهور" طرفدارانی دارد (مثلا برزيل) ؛ مخالفت با اصلِ اجرایِ مجازات‏های بين‏ المللی، که خودِ چين زمانی هدفِ آن بوده است ؛ روابطِ تامينِ انرژیِ بسيار تنگاتنگ با ايران ؛ تمايل به زيرِ فشار گذاشتن ايالاتِ متحده برای حمايتی که از تايوان اعمال می کند و الی آخر.

اما وزنِ همه‎‏ی موضوعاتِ برشمرده در مقابلِ چشم‏ اندازی که در مقابل داريم، يعنی چشم‏اندازِ ايرانی مسلح به سلاحِ هسته‏ای، که کم از سه کشورِ ديگرِ مسلح به اين سلاح در منطقه در تسليح گستردهِ خود اقدام نخواهد کرد چيست ؟ اصلی‏ترين منطقه‏ی نفتیِ جهان در شرايطِ تبديل شدن به يک منطقه‏ی چند [قدرتِ] هسته‏ای قرار خواهد گرفت. زيرِ فشارهای بين‏المللی، ايران می‏تواند تسليم شود، اين را کشورهای عربی و اسرائيل به رهبرانِ چين گفته‏اند. ايران، برای آنها آزمونی است تاريخی.

سرمقاله‏ ی لوموند

لوموند 8 مارس 2010

برگردان : سيامند


Labels:

2 Comments:

At 1:49 AM CST, Anonymous سوران بلاگ said...

سلام سیامند عزیزم خوبی؟ ناراحتم که دیر به دیر مطلب می نویسی از ما هم که کلاً بی خبری به دلیل مسدود شدن وبلاگم در بلاگفا و انتقالم به یک وب سایت مستقل(که البته پس از چند روز فیلتر شد!) خواهشمندم لینک مربوط به وبلاگم را از حالت فعلی به ادرس زیر تغییر بدهید باز هم ممنون و به امید زود به زود نوشتنت در روزها و هفته های آتی
http://soranblog.com

 
At 1:01 AM CST, Anonymous حياط خلوت said...

سلام مرا از پشت پرچين روزمرگي ها پذيرا باش

 

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home